X
تبلیغات
متفکران آینده























متفکران آینده

•♣• الـلـهـم عـجـل لـــولــ ــیــک الـــفـــرج •♦•

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، خبرگزاری دانشجو نوشت: پای درد و دل دانشجویانی که از سرویس های بین شهری دانشگاه استفاده می کنند که بنشینی، اتفاقات هولناکی را برایت به تصویر می کشند که باورت نمی شود دارند از اتوبوس بین دوتا شهر از شهرهای کشورمان صحبت می کنند!

دانشجویانی که محل زندگیشان تا دانشگاهی که در آن درس می خوانند فاصله چندانی ندارد و نهایتاً یک ساعت با شهرشان فاصله دارد و نمی توانند خوابگاه بگیرند، مجبورند برای رفتن به دانشگاه از وسیله نقلیه بین شهری استفاده کنند.

این وسیله های نقلیه را گاه خود دانشگاه در قالب سرویس های دانشگاه از مسیرهای مشخص برایشان در نظر می گیرد و یا دانشجویان مجبورند از اتوبوس ها و مینی بوس های بین شهری استفاده کنند که در حالت دوم نیز، به خاطر تراکم دانشجویان در برخی ساعات، عملاً برای دانشجویان قرق می شود و کمتر پیش می آید که مسافر دیگری در آن باشد.

در نمونه های بسیاری، در همه جای کشور، بخصوص در سرویس های بین شهری که یکی از مسیرهایشان منتهی به پایتخت است، شاهد اتفاقات و صحنه هایی هستیم که با فرهنگ ایرانی، اخلاق و شرع فاصله های زیادی دارد و هر شنونده ای را متعجب می کند.

دانشجویانی که به این اتفاقات معترض هستند، از این وضعیت به ستوه آمده اند و در عین حال، چاره ای جز تحمل شرایط موجود ندارند.

 

* اختلاط، امری عادی در سرویس های بین شهری

برای دانشجویانی که از این سرویس ها استفاده می کنند، دیدن نشستن دختر و پسر دانشجو کنار هم در اتوبوس یا مینی بوس، دیگر صحنه ای تکراری و عادی تلقی می شود.

این وضعیت آن قدر عادی شده که اگر در سرویسی از دانشجویان خواسته شود تا مثلاً عقب اتوبوس خانم ها بنشینند و جلوی اتوبوس آقایان، این خواسته با تمسخر مواجه می شود و عملاً رعایت نخواهد شد.

سارا سلامی که در دانشگاهی اطراف تهران تحصیل می کند و اتفاقاً از این وضعیت به ستوه آمده می گوید: «سرویس های بین شهری دانشگاه ما را خود دانشگاه برایمان گذاشته که اینها مسیر رفت را جدا ولی مسیر برگشت را مختلط سوار می کنند.»

این دانشجو از وضعیت بد اختلاط بین دخترها و پسرهای دانشجو می گوید و این که همین اختلاط باعث چه مشکلاتی شده و معتقد است اختلاط امری عادی در سرویس های بین شهری است و الان اگر غیر از این، سرویسی را ببینیم عجیب است!!

شوخی های لفظی و کلامی و تکه پرانی ها آن قدر آزاردهنده شده که دانشجوهای مقید حاضرند چند برابر پول دهند و با تاکسی برگردند، اما ماندن در آن محیط آلوده را تحمل نکنند.

 

* ورق و تخته نرد، آن هم در اتوبوس

جو داخل اتوبوس های بین شهری دانشگاهی طوری است که گاهی فراموش می کنی مسافران آن دانشجو هستند و هدفشان از رفتن به دانشگاه علاوه بر تحصیل علم، بالارفتن شعور است!

دانشجویانی که هر روز سر ساعت خاصی از این اتوبوس ها استفاده می کنند، با هم قرار و مدارهایی می گذارند که این یکی دو ساعت را به نحوی احسن(!) سپری کنند تا حوصله شان سر نرود.

این است که در گروه های معین و خاص، قسمتی از اتوبوس را قرق می کنند و می نشینند به بازی. پاسور و تخته نرد، از پرطرفدارترین تفریحات این دانشجویان سوءاستفاده چی است. دختر و پسر هم فرقی ندارد؛ از هر جنس و رشته و سنی در این تفریحات شرکت می کنند و آن قدر باندشان قوی گارد بسته است و آن قدر متحدند که هیچ اعتراضی را برنمی تابند و به زعم دانشجویان معترض آن قدر «پررو و وقیح» هستند که هیچ اعتراضی به جایی نمی رسد.

 

* همکاری راننده ها در رقص و حرکات موزون دانشجویان!
رقص، یکی از آن اتفاقات هولناکی است که در سرویس های بین شهری رخ می دهد. دختر و پسر در همان راهروی تنگ اتوبوس می آیند وسط و نشسته ها هم آن ها را همراهی می کنند.

در خیلی از سرویس های بین شهری، رانندگان با دانشجویان همراهی می کنند و اجازه هر کاری را به آنها می دهند.

صالحی، دانشجوی دانشگاه آزاد یکی از واحدهای اطراف تهران می گوید که راننده ها یا کاری به کار دانشجوهای خاطی ندارند و یا با آنها همکاری هم می کنند. می گوید: «وقتی راننده خودش سی دی آهنگ شاد و تند آن ور آبی را می گذارد توی ضبط، چه انتظاری از دانشجویان معلوم الحال است که رفتار درست داشته باشند؟»

گویا رانندگان همراه، تنها شرطی که برای دانشجویان می گذارند این است که پرده ها را بکشند و گوشی ها را هم غلاف کنند تا خبر تصویری و صوتی از محفل گرمشان به بیرون درز نکند. با رعایت این شروط، دانشجویان می توانند هر کاری که دلشان خواست، بکنند و خیالشان هم از بابت راننده راحت باشد.

اعتراض دانشجویان دیگر هم با برخورد بد سایر دانشجویان و خود راننده مواجه می شود و حتی این دانشجویان معترض تهدید می شوند که در صورت درز کردن خبر کارهایی که در سرویس ها انجام می شود، پیامدهای بدی در انتظارشان باشد!

صالحی معتقد است، این ناملایمات فرهنگی بیشتر در بین دانشجویان دانشگاه آزاد وجود دارد و کمتر در بین دانشگاه های دولتی شاهد این مسائل هستیم.

 

* روابط جنسی، هولناک‌ترین اتفاق

بدترین، عجیب ترین و غیرقابل باورترین اتفاقی که در سرویس های بین شهری دانشگاهی می افتد، روابط جنسی است. این اتفاق آن قدر غیرقابل باور است که خود دانشجویانی که با چشم آن را دیده اند هم به راحتی باور نمی کنند!

صحبت از این گونه روابط که در بین این همه آدم، آن هم در یک محیط که همه اطرافیان همکلاسی ها و هم دانشگاهی هستند، اتفاق می افتد، کار راحتی نیست.

اتفاق هایی که در این زمینه در سرویس های بین راهی می افتد آن قدر وقیحانه و شرم آور است که به تصویرکشیدنشان جز هم زدن لجن این فاجعه، فایده دیگری ندارد، ولی وقتی یک رفتار وقیحانه به مکانی عمومی کشیده شود آن هم در بین کسانی که نام دانشجو را یدک می کشند، نمی شود ساکت نشست و هیچ نگفت...

 

* خانواده های از همه جا بی خبر

خانواده هایی که دختر یا پسر جوانش را با هزار امید و آرزو به دانشگاه می فرستند اگر بدانند در این سرویس ها چه بلایی سر فرزندانشان می آید، هرگز حاضر نمی شوند آنها را به چنین فضاهایی بفرستند.

خود دانشجویان که این فضاها را تجربه کرده اند و به آن معترضند، اعتراف می کنند که اگر ذره ای از این مسائل را با خانواده شان بازگو کنند شاید حتی دیگر خانواده به آنها اجازه ادامه تحصیل هم ندهد! این نشان می دهد که خانواده های خوش خیال و از همه جا بی خبر، به دانشگاه اعتماد کرده اند، البته نیازی به این توضیح نیست که این قاعده برای همه سرویس های دانشگاهی بین شهری عمومیت ندارد و هستند سرویس هایی که تمامی ضوابط عرفی، اخلاقی و اسلامی را رعایت می کنند.

حال سوالی که مطرح می شود این است که اعتمادی که خانواده ها به دانشگاه کرده اند، نباید باعث شود که مسئولان فرهنگی به این امور توجه بیشتری نشان دهند؟ دانشگاه های پولی مثل دانشگاه آزاد که در آنها مسائل فرهنگی حاشیه ای بیداد می کند، فقط خانواده ها را مسئول تامین پول شهریه می دانند و برای خواسته های فرهنگی خانواده ها ارزشی قائل نیستند؟ مگر نه این که مسائل فرهنگی در دانشگاه بر بسیاری از مسائل مقدم است؟

برچسب‌ها: ورق و قمار, رقص و روابط جنسی خدمات تفریحی سرویس های دانشگاه, دانشگاهی با روابط جنسی آزاد و پارتی مختلط, اینجا دانشگاه هست یا کلاس روابط جنسی, شکل صحیح ارتباط با جنس مخالف در دانشگاه
نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 20:29 توسط سومین نفر از این جمع |

سلام
دوستان عزیز
اگه امکان داشته باشه این مطلب رو در وبلاگتون منتشر کنید
از همراهیتون متشکرم.
http://hejabmahdavi.blogfa.com
الگوهای دختران ایرانی در جشنواره فیلم فجر رونمایی شدند!+تصاویر


برچسب‌ها: تیپ عجیب و غریب یک بازیگر زن در جشنواره فجر, برگزیدگان جشنواره فیلم فجر, عکس های مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر 92, تشویق گلشیفته فراهانی در جشنواره فیلم فجر 92, جشنواره فجر آزادی و حجاب 92‬‎
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 20:16 توسط سومین نفر از این جمع |

پس از آنکه رئیس جمهور منتقدان توافق ژنو را «بی سواد» نامید، معماهای زیادی در اذهان مردم شکل گرفته است که لازم است به آن پاسخ داده شود.

به گزارش گروه سیاسی-فرهنگ نیوز، روز گذشته حسن روحانی رئیس جمهوری کشورمان ایران، در سخنانی که در جمع اساتید دانشگاه به زبان آورد، منتقدان توافق ژنو را «بی سواد» خوانده و از عدم حمایت اساتید دانشگاه از این توافق پرابهام و جنجالی گله کرد. وی در سخنان خود گفت:«اما من می‌خواهم بگویم چرا دانشگاه خاموش است؟ چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند اما بزرگان،‌ دانشگاهیان و اساتید ما سکوت می‌کنند؟ چرا وقتی یک اتفاق بین‌المللی رخ می‌دهد،‌ اساتید نامه خصوصی به رئیس‌جمهور می‌نویسند؟ چرا فریاد نمی‌زنید؟ چرا وارد میدان نمی‌شوید؟». 

اما این سخنان در حالی بیان شده که پس از توافق ژنو بسیاری از اساتید بنام دانشگاهی، مسئولان و کارشناسان انرژی اتمی و کارشناسان امور بین الملل، این توافق را کار بزرگی ندانسته و ابهامات و نقاط ضعف بسیاری را مطرح نمودند که این موارد همگی از طرف دولت بی پاسخ ماند!

رئیس دولت کسانی را «بی سواد» می خواند که در این زمینه سوابق علمی و اجرایی نیز دارند و روند این توافق را به صلاح کشور ندانسته اند و برخی از این افراد همان کسانی بودند که در زمینه پیشرفت اتمی کشور، نقش موثری داشته اند.

همچنین رئیس جمهوری درحالی از اساتید دانشگاه گله مند است که قشر عظیمی از مردم از عملکرد این روزهای دولت ناراضی هستند؛ از توزیع سبد کالا تا مدیریت بحران بوجود آمده توسط برف. شایان ذکر است در حالی که توزیع سبد کالا با عملکردی غیرقابل قبول و به صورت غیر کارشناسی در حال توزیع است، مشکلات بسیاری در این زمینه برای مردم کشورمان بوجود آمده است.

توزیع این اقلام که به گفته کارشناسان با عدالت صورت نگرفته است و شامل حال بسیاری از اقشار زیر خط فقر جامعه نشده است، در حالی در هوای سرد زمستانی صورت می گیرد که موجب بوجود آمدن صفوف طولانی مردم در مقابل اماکن توزیع کننده سبد کالا است. مردمی که در این هوای سرد بعضا دست خالی از این صفوف باز می گردند!

تصاویری از روزهای که شأن ملت ایران نادیده گرفته شد!(اینجا)

به گفته کارشناسان، هنوز زیرساخت مناسب جهت توزیع این سبد کالایی آماده نشده است و همین امر موجب بروز این مشکلات شده است. یکی از مسئولان توزیع اقلام در پاسخ به کسانی که با مشکل سیستم بانکی مواجه شده اند گفته است: ممکن است این مشکل هفته آینده رفع شود.

همچنین مشکلات توزیع و کمبود اماکن توزیع از دیگر مواردی است که در این زمینه باعث دردسر برای بسیاری از هموطنان شده است. 

اما نکنه مورد نظر اینجاست که پیش از این مردم باور داشتند «انرژی هسته ای حق مسلم آن ها است» اما اکنون مردم حق ندارند از حقوق مسلّم خود حرف بزنند، حتی اگر بی سواد باشند؟! پس «حقوق شهروندی» این مردم چه می شود؟ آیا حق شهروندی اختصاص به افرادی دارد که دولت آنها را باسواد و صاحب حق بداند؟

اصلا جناب روحانی، سخن گفتن از توافق ژنو باشد برای باسوادها! مردم اکنون از این عملکرد جدید دولت شما یعنی توزیع ناعادلانه و بی برنامه سبد کالا ناراضی هستند؛ آیا درباره این موضوع نیز نباید سخن گفت؟ و آیا در این زمینه هم بی سوادها باید نظاره گر پایمال شدن شان خود و بی عدالتی باشند؟!

نمایش فیلم توزیع سبد کالا در یکی از شهر های کشور از (اینجا)

آقای رئیس جمهور، عملکرد صد روز دوم دولت شما بیش از هر چیز، رنگ و بوی تبلیغاتی بودن دارد؛ از توافق زود هنگام ژنو گرفته تا توزیع بی برنامه سبد کالا؛ لطفا پاسخ مردم را با صداقت بدهید تا بدانند هدف دولت از این نوع عملکرد چیست؟!

راستی آقای روحانی! حتما شنیده اید آمریکایی ها توزیع سبد کالا را نشانه چه چیزی دانسته اند؟ آری آنها توزیع سبد کالا را توزیع غذا میان فقرا خوانده اند و این موضوع را نشانه حُسن نیت شما دانسته اند. شرمن در سخنان خود گفته است: «ایران اخیرا به طور قابل مشاهده‌ای غذا به مردم فقیر در جامعه داد که به نوعی نشان‌دهنده این است که کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها تاثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است، همانطور که روحانی قول داده بود که این پول صرف اهداف دیگر نشود». اما آقای رئیس جمهور، آیا این کار باعث افزایش کرامت انسانی مردم و سربلندی کشور در جهان شده است یا تصویری از مردم صدقه بگیر از ایرانیان را در جهان منعکس نموده است؟

جناب رئیس جمهور! آیا دستاورد «توافق بزرگ ژنو»! که دوستانتان آن را بزرگترین موفقیت سیاست خارجی ایران می دانند همین سبد کالا بوده است؟ راستی می دانید رقم مبالغ آزاد شده از تحریم پول های کشورمان معادل فقط 4 ماه پرداخت یارانه نقدی است؟

مردم به دنبال کرامت انسانی هستند، نه تحقیر در صف های طولانی! لطفا برای ما بگویید دستاوردهای واقعی این توافق بزرگ! چه بوده است؟ البته با درنظر گرفتن اینکه پس از سخنان شما صدای تکذیب طرف دیگر این توافق بلند نشود!

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 13:6 توسط سومین نفر از این جمع |


برچسب‌ها: منتظران مهدی عکس, عکس روز, عکس نکات آموزش, عکس اخلاقی, عکس جملات زیبا
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 0:5 توسط سومین نفر از این جمع |


برچسب‌ها: دانلود کتاب گزیده ای از کتاب یک کتاب زنانه, سایت دانلود کتاب, مرجع دانلود کتاب الکترونیکی, دانلود کتاب دخترانه, یک کتاب روشنفکرانه اسلامی
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 18:15 توسط سومین نفر از این جمع |


ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع!


http://montzer2012.blogfa.com

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 22:16 توسط سومین نفر از این جمع |

اسمش را گذاشته اند دوستی مجازی و دیگر انگار نه انگار که نفس این کار دوستی است هنوز
و انگار نه انگار که اسلام با هرچیزی موافق باشد با دوستی بخاطر مضرات دنیوی و اخروی اش مخالف است.
دختر چون پسر را نمی بیند عزیز خطابش می کند و پسر چون دختر را نمی بیند جانم را پسوندی برای نام زیبای دختر می گذارد
اسمش را گذاشته اند دوستی مجازی و مجازاً دوست شده اند
بی آن که عذابی در وجدان خود وجدان کنند.
بی آنکه ایرادی در آن ببینند.
انگار نه انگار که حکم به حرمت چت را هم برخی علما داده اند.
اصلاً حلال و حرام مگر مجازی و حقیقی برمی دارد؟؟
که حقیقی اش چون اثرات و عوارض جسمی هم دارد، حرام و مجازی اش چون فقط با روح انسانیمان سر و کار دارد، حلال!!!!!!!
دوست من، مگر ما عقل نداریم که اصلاً بخواهیم به استفتا رجوع کنیم؟
آیا او که من با او صمیمی شده ام نامحرم نیست؟
از کدام عقل سلیم جواز این صمیمیت را گرفته ام که این چنین کار خود را توجیه می کنم:
من که نمی بینمش حالا یک عزیز هم به او بگویم مگر چه می شود؟؟
اما
توجه ندارم که مگر باید اتفاقی برای جسمم بیفتد تا این رفتار را تحریم کنم؟
توجه ندارم ضربه ای که به روحم می زنم عمیق تر از ضربه ای است که در دوستی مجازی به جسمم وارد نمی شود،
چه زهری برای روح، بدتر از این که بی اجازه از او که حریم ها را قرار داده، با نامحرمی ارتباطی نزدیک تر از حد معمول گرفته باشم؟؟؟؟
این است شأن پاکی یک مسلمان؟؟؟؟


برچسب‌ها: دوستی مجازی, چت روم ایرانی, بیا چت, خود ارضای در محیط مجازی, محیط نامناسب چت روم ها
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1391ساعت 23:21 توسط سومین نفر از این جمع |


از دانشگاه،مدرسه که می آد...بدون هیچ معطلی میره میشینه پشت کامپیوتر...

یاهوو مسنجر......چند تا پیام افلاین ...وارد چت روم میشه...مثل اینکه دوستان همیشگی اش هم هستند...

اینقدر سرش گرم میشه تو اون فضای چت که به خودش میاد چند ساعت پشت کامپیوتر نشسته و داره با یکی صحبت میکنه...

چه دل هایی که توی این چت روم ها میلرزه...چه ایمان هایی که سست میشه...چه نفس هایی که به شیطون بله میگه...


یادمان نرود:

نامحرم در فضای مجازی هم نامحرم است....

رعایت حدود ارتباط با نامحرم فقط در  فضای فیزیکی و حقیقی نیست...

یادمان نرود:


فعالیت کردن در فضای مجازی و پاک ماندن در آن  تقوای دو چندانی میخواهد.....

یادمان نرود:

گاهی به گناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم...

یادمان نرود:
فضای مجازی هم در محضر خداست...

نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت 12:19 توسط سومین نفر از این جمع |

وبلاگ منتظران مهدی

http://montzer2012.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 22:15 توسط سومین نفر از این جمع |

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد. و پيامبر رو به جهان كرد و گفت: مقصد ما خداست. كيست كه با ما سفر كند؟ كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد؟ كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن؟

قرن ها گذشت اما از بي شمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدند. از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود . در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد كسي كم مي شد. قطار مي گذشت و سبك مي شد. زيرا سبكي قانون خداست.

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت به ايستگاه بهشت رسيد. پيامبرگفت: اينجا بهشت است. مسافران بهشتي پياده شوند اما اينجا ايستگاه آخرين نيست.

مسافراني كه پياده شدند بهشتي شدند.

اما اندكي باز هم ماندند قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند. آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت: درود بر شما راز من همين بود. آن كه مرا مي خواهد در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد.


http://montzer2012.blogfa.com

و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري و نه پيامبري.


برچسب‌ها: خانه ی همدلان
نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 14:13 توسط سومین نفر از این جمع |


آخرين مطالب
» رقص و شوخی‌های جنسی؛ خدمات تفریحی سرویس‌های دانشگاه!
» جشنواره-فجر-و-خودنمایی-به-شیوه-فستیوال-های-خارجی
» پیام بی سوادها به رئیس جمهور با سواد؛
» از زندگی خود لذت ببرید بدون آنکه آنرا با زندگی دیگران مقایسه کنید
» یک کتاب زنانه
» جشن عروسی
» رفیق مجازی
» یادمان نرود
» آخر دنیا در شب یلدای سال 91
» خانه ی همدلان منتظران مهدی

Design By : Pichak