زندگی دوم در فضای مجازی

•♣• الـلـهـم عـجـل لـــولــ ــیــک الـــفـــرج •♦•

واقعا خوب گفتن هر فناوری که میخواد وارد کشوری بشه اول باید فرهنگ استفاده از اون وارد بشه ...

یعنی بشماری تعداد جماعتی که واقعا برای تشییع مرحوم مرتضی پاشایی اومده خیلی کمتر از اونایی که موبایل به دست دارند فیلم و عکس میگیرن که لابد بگذارن تو فیس بوک و اینستاگرامشون!
آخه کنسرت اون مرحوم که نیومدید ، تشییع جنازه اش اومدید !!!
حالا یه عده اون وسط دارند عکس سلفی می گیرند ! یکی هم هست پایه سلفی هم با خودش اورده ! اون دیگه چه دل خجسته ای داره!!
واقعا آدم به این جماعت چی بگه؟؟

ای کاش همه ما وقتی خبر مرگ کسی را میشنویم در ابتدا تلنگری به خودمون بزنیم و بدونیم که با هر پست و مقام و در هر جایگاهی که باشیم باید روزی از دنیا برویم و تنها چیزی که برایمان می ماند اعمال و رفتار ما است ... و الا روشن کردن شمع و گیتار زدن و خواندن دسته جمعی شعر های مرتضی پاشایی نه روح آن مرحوم را خوشحال می کند و نه مشکلی از ما را برطرف می کند.
پدر ایشون در مراسمش روضه خوانی کرده و گفته که وصیت آن مرحوم این بوده که همین روضه خونده بشه، بعد آقایون و خانمها میرن گیتار می زنن و حرکات موزون انجام میدن. دل خونواده مرحوم رو هم خون می کنن با این کاراشون!


برچسب‌ها: مراسم تشیع جنازه مرتضی پاشایی
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت 18:57 توسط منتظر|

به گزارش رجانیوز، البته قصه‌ی «عصبانی نیستم» کمی پیش از این‌ها کلید خورده بود. زمانی که کارگردان جوان این فیلم پس از ساخت فیلم «بغض» چندان موفقیتی کسب نکرد و از همین رو، تلاش نمود تا با استفاده از نمادهای سبز در پوستر فیلم خود، با وجود عدم ارتباط مضمونی، برای اثر خسته‌کننده و ملال‌آورش جاذبه‌ای فرامتنی ایجاد کند. اما این روش هم جواب نداد و «بغض» دیده نشد. بنابراین، او ناگهان با پیروزی دولت یازدهم در انتخابات، وسوسه شد تا به ماجرای 88 سرک بکشد؛ شاید که این بار کارش دیده شود.

بنابراین در نخستین گام، فیلمنامه‌ای خنثی و اجتماعی به وزارت ارشاد دولت دهم تحویل داد و در آخرین روزهای کاری مسئولان سازمان سینمایی دولت گذشته با اصلاحاتی پروانه‌ی ساخت فیلمش را دریافت کرد، اما در عمل، طی پروسه‌ی تولید، با تغییر صد در صدی فیلمنامه، فیلمی سیاسی در حمایت از فتنه‌ی 88 ساخت و حوالی آذر ماه، نسخه‌ی نخست فیلمش را برای نماینده‌ی سفارت خرس‌نشان به نمایش گذاشت؛ شاید که این بار، بر خلاف دفعات دیگر، بذل توجهی عائد خود و فیلمش شود؛ که شد. «آنکه لویکه» کهنه‌کار، روایت او را از «ایران» پسندید. سرزمینی که مردمانش برای امرار معاش نه یک کلیه، که هر دو کلیه‌ی خود را می‌فروشند، سرزمینی که همه از هم می‌دزدند، ریشوهای طالبان‌مأب حق سایر مردم را پایمال می‌کنند و البته جوانانش یا در دانشگاه به خاک و خون کشیده شده‌اند و یا در زندانند و یا ول معطل و در پی دریافت مجوز!

 

فیلم «آنکه لویکه» را گرفت و او میان آن همه فیلم، «عصبانی نیستم» را پسندید. با همان سکانس مشهور اعدامش در ملأ عام، با همان سکانس صریحش درباره‌ی «ندا آقا سلطان» و فاتحه‌خوانی بر سر مزار او در خیابان، با همان دیالوگ صریح ستاره (باران کوثری) خطاب به نوید (نوید محمدزاده) که وقتی از مهاجرت حرف می‌زند، پاسخ می‌گیرد: «چرا ما بریم، اینا (حکومت) برن...»، با همان سکانس دانشگاه که «نوید» جمهوری اسلامی را با حکومت امیرالمومنین مقایسه می‌کند و می‌گوید: «علی در حکومتش زندانی سیاسی نداشت...»...

اما با وجود همه‌ی این ویژگی‌های مثبت، «عصبانی نیستم» یک ایراد اساسی هم داشت. «فیلم» نبود. «بیانیه» بود و فیلمساز حرفش را به گل‌درشت‌ترین حالت ممکن بیان کرده بود. بنابراین، فیلم در بخش رقابتی جشنواره‌ی «برلین» پذیرفته نشد و در بخش غیررقابتی «پانوراما» به نمایش درآمد.

در همین روزها، کم کم زمزمه‌هایی مبنی بر حمایت فیلم از فتنه در رسانه‌ها شکل گرفت؛ اما از انجا که فیلم دیده نشده بود، نمی‌شد پیرامون آن قضاوت کرد. با این وجود، رایزنی‌ها آغاز شد و نگرانی از فیلم به مسئولان سازمان سینمایی منتقل گردید. در مقابل، مسئولان سازمان سینمایی هم قول دادند و گفتند که که فیلم در حال اصلاح است و «عصبانی نیستم» از یک فیلم سیاسی به یک فیلم اجتماعی تبدیل شده است. بنابراین با این پاسخ، موقتا غائله پایان یافت و همه چیز به نمایش فیلم موکول شد. هر چند که اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس، برای اتمام حجت، هشدارهای لازم را به صورت رسانه‌ای و غیر رسانه‌ای به اطلاع وزارت ارشاد رساندند.

اما در نخستین اکران فیلم در جشنواره‌ی سی و دوم فجر، عیار صداقت مسئولان سازمان سینمایی مشخص شد؛ چرا که فقط پایان فیلم «عصبانی نیستم» (سکانس اعدام) اصلاح شده بود و نود درصد ارجاعات آن به فتنه، هنوز باقی مانده بود. از کتک زدن بسیجی روی پرده گرفته تا رنگ سبز پاشیدن به ماشین استادی که او را «دکتر قلابی» می‌خوانند و کات زدن تصویر تراکت‌های فروش کلیه به عکس مقام معظم رهبری و شعار اقتصادی سال 92. و این‌ها تنها بخشی از موارد سیاسی فیلمی بود که به زعم مسئولان سازمان سینمایی، به یک فیلم اجتماعی تبدیل شده بود.

با عیان شدن موضع وزارت ارشاد به عنوان حامی قسم خورده‌ی «عصبانی نیستم»، اعتراضات قانونی جدی‌تر شد. چنانکه کمیسیون فرهنگی مجلس وارد گود شده و به اکران فیلم‌های حامی فتنه روی پرده‌ی سینمای ایران اعتراض کرد. نتیجه آنکه بالاخره قانون بر بی‌قانونی پیروز شد و فیلمی که هیچ یک از فاکتورهای قانونی را در فرآیند ساخت و اکران رعایت نکرده بود، با اعلام رضایت کارگردان فیلم از داوری در بخش رقابتی جشنواره بیرون کشیده شد و با وجود نامزدی در پنج رشته، نتوانست سیمرغی در اختتامیه دریافت کند. اما این اعلام رضایت، رایگان صورت نگرفته بود. چنانکه تشکرهای پی‌درپی «ایوبی» از کارگردان این فیلم در هر تریبون علنی و غیر علنی و اتفاقات بعدی در ماه‌های آینده، ماهیت برخی از این توافقات پشت پرده را آشکار ساخت.

اما این پایان کار نبود. «عصبانی نیستم» در یک دهن‌کجی آشکار به قانون و البته به وزارت ارشاد، حتی همان اصلاحات مصوب حداقلی را هم در نسخه‌ی ارسالی به جشنواره‌ی برلین رعایت نکرد و با نسخه‌ی کامل روی پرده‌ی کشور خرس‌نشان رفت تا کارگردان و بازیگران فیلم شاید با طراحی لباس خاص‌شان روی فرش قرمز برلین، از کلیه فروشی مردم ایران به نان و نوایی برسند، از نداری یک جوان بگونید و با یوروهای ژرمن‌ها، دارا شوند، از جهنم ایران بگویند که شاید چند روزی بیشتر مهمان «بهشت» مفروضش در آلمان شوند؛ و چه تجارت کثیفی است تجارت «وطن فروشی» و «حراج آبروی مردم نزد بیگانه»!

خلاصه چند ماهی گذشت تا اینکه بحث اکران «عصبانی نیستم» دوباره به نقل محافل سینمایی تبدیل شد و ثابت شد که وزارت ارشاد در اکران این فیلم، جدی است. هر چند که دوباره وعده‌ی تبدیل فیلم از یک اثر سیاسی به یک فیلم «اجتماعی» رسانه‌ای شد تا از اعتراضات کاسته شود. اما منتقدین اکران فیلم‌های حامی فتنه که یک بار با همین وعده، راضی به حضور فیلم در جشنواره شده بودند، ترجیح دادند تا این بار، دل به «صداقت امتحان شده‌»‌ی مسئولان دولت راستگویان نبندند و با استفاده از اهرم‌های قانونی نظارتی، مانع اکران فیلم شوند.

حالا این روزها، خبر می‌رسد وزارت ارشاد قصد طغیان در برابر نهادهای قانونی از جمله مجلس و قوه‌ی قضائیه را دارد و حتی با وجود اعلام حوزه‌ی هنری، شهرداری تهران و بنیاد مستضعفان مبنی بر عدم تخصیص سینما به «عصبانی نیستم» در صورت اکران، می‌خواهد به هر نحو ممکن، این فیلم را به نمایش عمومی درآورد. گزاره‌ای که نشان می‌دهد اکران «عصبانی نیستم» به یک امر حیثیتی برای وزارت ارشاد تبدیل شده است.

واقعیت این است که «ایوبی» و مردان سازمان سینمایی، در آزمون صداقت‌سنجی سینماگران نمی‌خواهند بازنده باشند. آنان به شبه‌روشنفکران سینمای ایران «قول» داده‌اند و باید پای «قول» خود بأیستند. آنان خود را نزد طیف خاصی از سینماگران به واسطه‌ی قول‌های رئیس‌جمهور در مناظره‌های انتخاباتی مسئول می‌دانند و نمی‌توانند وعده‌ی «فضای باز» خود را به سینماگران فراموش کنند.

در چنین شرایطی، سینماگران هم به سیاق همیشگی، برای اثبات میزان وفاداری مدیری که وعده‌ی «فضای باز» داده است، تندترین و غیر قابل اکران‌ترین موضوعات خود را روی میز گذاشته‌اند و از «ایوبی» توقع اکران دارند. و مگر همین کار را پیش از این با مرحوم «سیف‌الله داد» که با ژست «آزادی» بر اریکه‌ی سینمای ایران تکیه زده بود، نکردند؟ مگر غیراخلاقی‌ترین مضامین در همین سال‌ها روی پرده جاخوش نکرد؟ مگر سکانس تجاوز یک زن به یک زن دیگر در فیلم «زندان زنان» بدون هر گونه درجه‌بندی سنی، تحت لوای همین وعده‌ی آزادی اکران نشد؟ چنانکه در نهایت «سیف‌الله داد» با رفتن «عطا‌الله مهاجرانی» رفتنی شد و سابقه‌ی درخشان فیلمسازی خود را با یک وعده‌ی توخالی خراب کرد.

یا حتی مگر سینماگران شبه‌روشنفکر همین ترفند را در مقابل ژست «رفع توقیف»‌های ماه‌های نخست «شمقدری» به کار نبستند تا آنجا که او چند سال بعد در برابر اعتراضات گسترده‌ به موج فیلم‌های خیانت، مجبور شد در چندین گفتگوی رسانه‌ای اعتراف کند که برخی سینماگران از اعتماد او سوءاستفاده کردند و هر چه خواستند ساختند.

حالا همین ماجرا در حال تکرار است. تا بوده همین بوده است. سینماگران شبه‌روشنفکر منتظرند «ایوبی» وعده‌های خود را عملی کند. آنان این بار به خط قرمز نظام یعنی «فتنه‌ی 88» یورش برده‌اند و منتظر پاسخ «الوعده وفا»ی ایوبی هستند. «عصبانی نیستم» هم فقط آغاز راه و یک نماد است. نماد یورش اولیه به ارزش‌های نظام که در صورت اکران، می‌تواند پیام هجوم همه‌جانبه به آن را مخابره کند.

شبه‌روشنفکران بر خلاف ادعاهای گاه به گاه خویش مبنی بر «مهاجرت در صورت توقیف فیلم‌های خود» و «فروختن حق پخش فیلم‌شان به بی‌بی‌سی فارسی» و «هیچ فیلمی در کمد نخواهند ماند»، خوب می‌دانند «اکران» در جمهوری اسلامی یعنی چه. اکران در «جمهوری اسلامی» یعنی گرفتن مجوز پخش یک فیلم در قطارهای مسافربری هنگامی که خانواده‌ای مشغول سفر زیارتی به مشهد هستند؛ یعنی دریافت مجوز پخش یک فیلم در اتوبوس در مسیر «اسالم-خلخال» و «زابل به زاهدان». یعنی فروش فیلم حامی فتنه کنار نیاز یومیه‌ی مردم در سوپرمارکت‌ها. یعنی دیده شدن میلیونی. چرا آنها باید این امکان را از دست دهند؟

اکران «عصبانی نیستم» قرار است آغازگر اکران موج فیلم‌های حامی فتنه باشد. شک نباید کرد که اکران «عصبانی نیستم» منجر به سیل تولیدات مرتبط با فتنه‌ی 88 خواهد شد. چنانکه این سیل در خارج از کشور با تولید سه اثر در یک سال، («گلاب»، «رز سرخ» و «رقصنده‌ی بیابان») آغاز شده است و با اکران «عصبانی نیستم» در داخل ایران نیز ادامه خواهد یافت. چنانکه در سال 78 این اتفاق افتاد و منجر به تولید جریانی از فیلم‌های مرتبط با وقایع 18 تیر 78(از جمله «اعتراض»، «مرد بارانی»، «نسل سوخته»، «متولد ماه مهر» و ...) گردید.

با این توصیفات، اینکه «ایوبی» چه تصمیمی می‌گیرد، فرع ماجراست. «ایوبی» در کشاکش «قول‌»‌هایی که داده گیر کرده است. او روزهای سختی را می‌گذراند. استاد سابق دانشگاه امام صادق (ع)، باید میان «اصول» و «خط قرمز»‌ها و رضایت سینماگران «شبه‌روشنفکر» یکی را انتخاب کند. سرنوشت «شمقدری» و «سیف‌الله داد» هم پیش روی اوست. مدیرانی که با ژست «فضای باز فرهنگی» آمدند و نتوانستند پای همه‌ی هزینه‌های این «ژست»، ایستادگی کنند. از یک طرف «راه طی شده» در برابر اوست و از طرف دیگر سینماگرانی که تهدید کرده‌اند در صورت عدم وفای به عهد «ایوبی»، راهی خارج شده و آثارشان را برای پخش از برنامه‌ی «آپارات» به «بی‌بی‌سی» فارسی خواهند فروخت و همه جا از «ایوبی» در رسانه‌ها انتقاد خواهند کرد. در نتیجه، راستش را بخواهید ماجرا برای رئیس سازمان سینمایی و استاد سابق دانشگاه امام صادق (ع)، «حیثیتی» شده است.

اصل ماجرا، اما کمی دورتر از سازمان سینمایی و اتاق کار «ایوبی» رقم می‌خورد. آنجا که عده‌ای برای آرامش فضا، تن به اکران نسخه‌های ظاهراً اصلاح شده می‌دهند و تصور می‌کنند که ماجرا تمام شده است. در حالی که «عصبانی نیستم» در صورت اکران، در سینمای ایران تکثیر خواهد شد. این یک پیش‌‌گویی نیست؛ این گزاره نتیجه‌ی رصد یک «راه طی شده» است. آیا سینمای ایران دوباره این راه طی شده را خواهد پیمود؟


برچسب‌ها: عدم توجه ارشاد به هشدارهای مجلس فیلم حامی فتنه راه, حامی, فتنه, در سینما, عصبانی نیستم» آغازگر و جاده صاف‌کن موج فیلم‌های حا
نوشته شده در شنبه سوم آبان 1393ساعت 12:19 توسط منتظر|

استاد پناهیان:
♥•٠·˙
برخی امکانات سرویس‌های اینترنتی موبایل‌ها فرصت عجیبی‌ برای تبلیغ ایجاد کرده:
آن‌قدر از این وسیله [برای انتشار پیام‌های خوب] استفاده کن که آنها مجبور شوند اینترنت را ببندد و بگویند: اینها اسلامشان را [توسط اینترنت] به سراسر جهان بردند.


برچسب‌ها: گزیده ی از سخنرانیهای استاد حوزه و دانشگاه حجت الا, ارائه آثار استاد پناهیان در اینترنت, پخش زنده سخنرانی حجتالاسلام پناهیان در اینترنت
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 15:3 توسط منتظر|

هنگامی که افسرده ای
بدان جایی در اعماق وجودت حضور “خدا” را فراموش کرده ای !

افسردگی


برچسب‌ها: فراموشی خدا منشاء همه مشکلات بشر و عامل تباهی انسا, نشانه های افسردگی کدامند, تست افسردگی, علائم هشدار دهنده افسردگی, راههای غلبه بر افسردگی
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 11:35 توسط منتظر|

حجاب بسیار زیبای دختران آقای وحید شمسایی آقای گل فوتسال جهان

وحید شمسایی


برچسب‌ها: حضور خانوادۀ وحید شمسایی با حجاب کامل در رسانۀ ملّ, همسر و دختران وحید شمسایی با حجاب برتر, حجاب خانواده وحید شمسایی آقای گل فوتسال جهان, عکس حجاب دختران وحید شمسایی, حجاب فاطمیِ دختران سلطان
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 11:29 توسط منتظر|

فضای سایبری از نگاه رهبری


برچسب‌ها: جنگ نرم در فضای مجازی, خط مقدم جنگ نرم انقلاب اسلامی, فضای مجازی عرصه نبرد جدید, بیانات مقام معظم رهبری در خصوص فضای مجازی, تربیت اسلامی و فضای مجازی
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 11:10 توسط منتظر|

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، خبرگزاری دانشجو نوشت: پای درد و دل دانشجویانی که از سرویس های بین شهری دانشگاه استفاده می کنند که بنشینی، اتفاقات هولناکی را برایت به تصویر می کشند که باورت نمی شود دارند از اتوبوس بین دوتا شهر از شهرهای کشورمان صحبت می کنند!

دانشجویانی که محل زندگیشان تا دانشگاهی که در آن درس می خوانند فاصله چندانی ندارد و نهایتاً یک ساعت با شهرشان فاصله دارد و نمی توانند خوابگاه بگیرند، مجبورند برای رفتن به دانشگاه از وسیله نقلیه بین شهری استفاده کنند.

این وسیله های نقلیه را گاه خود دانشگاه در قالب سرویس های دانشگاه از مسیرهای مشخص برایشان در نظر می گیرد و یا دانشجویان مجبورند از اتوبوس ها و مینی بوس های بین شهری استفاده کنند که در حالت دوم نیز، به خاطر تراکم دانشجویان در برخی ساعات، عملاً برای دانشجویان قرق می شود و کمتر پیش می آید که مسافر دیگری در آن باشد.

در نمونه های بسیاری، در همه جای کشور، بخصوص در سرویس های بین شهری که یکی از مسیرهایشان منتهی به پایتخت است، شاهد اتفاقات و صحنه هایی هستیم که با فرهنگ ایرانی، اخلاق و شرع فاصله های زیادی دارد و هر شنونده ای را متعجب می کند.

دانشجویانی که به این اتفاقات معترض هستند، از این وضعیت به ستوه آمده اند و در عین حال، چاره ای جز تحمل شرایط موجود ندارند.

 

* اختلاط، امری عادی در سرویس های بین شهری

برای دانشجویانی که از این سرویس ها استفاده می کنند، دیدن نشستن دختر و پسر دانشجو کنار هم در اتوبوس یا مینی بوس، دیگر صحنه ای تکراری و عادی تلقی می شود.

این وضعیت آن قدر عادی شده که اگر در سرویسی از دانشجویان خواسته شود تا مثلاً عقب اتوبوس خانم ها بنشینند و جلوی اتوبوس آقایان، این خواسته با تمسخر مواجه می شود و عملاً رعایت نخواهد شد.

سارا سلامی که در دانشگاهی اطراف تهران تحصیل می کند و اتفاقاً از این وضعیت به ستوه آمده می گوید: «سرویس های بین شهری دانشگاه ما را خود دانشگاه برایمان گذاشته که اینها مسیر رفت را جدا ولی مسیر برگشت را مختلط سوار می کنند.»

این دانشجو از وضعیت بد اختلاط بین دخترها و پسرهای دانشجو می گوید و این که همین اختلاط باعث چه مشکلاتی شده و معتقد است اختلاط امری عادی در سرویس های بین شهری است و الان اگر غیر از این، سرویسی را ببینیم عجیب است!!

شوخی های لفظی و کلامی و تکه پرانی ها آن قدر آزاردهنده شده که دانشجوهای مقید حاضرند چند برابر پول دهند و با تاکسی برگردند، اما ماندن در آن محیط آلوده را تحمل نکنند.

 

* ورق و تخته نرد، آن هم در اتوبوس

جو داخل اتوبوس های بین شهری دانشگاهی طوری است که گاهی فراموش می کنی مسافران آن دانشجو هستند و هدفشان از رفتن به دانشگاه علاوه بر تحصیل علم، بالارفتن شعور است!

دانشجویانی که هر روز سر ساعت خاصی از این اتوبوس ها استفاده می کنند، با هم قرار و مدارهایی می گذارند که این یکی دو ساعت را به نحوی احسن(!) سپری کنند تا حوصله شان سر نرود.

این است که در گروه های معین و خاص، قسمتی از اتوبوس را قرق می کنند و می نشینند به بازی. پاسور و تخته نرد، از پرطرفدارترین تفریحات این دانشجویان سوءاستفاده چی است. دختر و پسر هم فرقی ندارد؛ از هر جنس و رشته و سنی در این تفریحات شرکت می کنند و آن قدر باندشان قوی گارد بسته است و آن قدر متحدند که هیچ اعتراضی را برنمی تابند و به زعم دانشجویان معترض آن قدر «پررو و وقیح» هستند که هیچ اعتراضی به جایی نمی رسد.

 

* همکاری راننده ها در رقص و حرکات موزون دانشجویان!
رقص، یکی از آن اتفاقات هولناکی است که در سرویس های بین شهری رخ می دهد. دختر و پسر در همان راهروی تنگ اتوبوس می آیند وسط و نشسته ها هم آن ها را همراهی می کنند.

در خیلی از سرویس های بین شهری، رانندگان با دانشجویان همراهی می کنند و اجازه هر کاری را به آنها می دهند.

صالحی، دانشجوی دانشگاه آزاد یکی از واحدهای اطراف تهران می گوید که راننده ها یا کاری به کار دانشجوهای خاطی ندارند و یا با آنها همکاری هم می کنند. می گوید: «وقتی راننده خودش سی دی آهنگ شاد و تند آن ور آبی را می گذارد توی ضبط، چه انتظاری از دانشجویان معلوم الحال است که رفتار درست داشته باشند؟»

گویا رانندگان همراه، تنها شرطی که برای دانشجویان می گذارند این است که پرده ها را بکشند و گوشی ها را هم غلاف کنند تا خبر تصویری و صوتی از محفل گرمشان به بیرون درز نکند. با رعایت این شروط، دانشجویان می توانند هر کاری که دلشان خواست، بکنند و خیالشان هم از بابت راننده راحت باشد.

اعتراض دانشجویان دیگر هم با برخورد بد سایر دانشجویان و خود راننده مواجه می شود و حتی این دانشجویان معترض تهدید می شوند که در صورت درز کردن خبر کارهایی که در سرویس ها انجام می شود، پیامدهای بدی در انتظارشان باشد!

صالحی معتقد است، این ناملایمات فرهنگی بیشتر در بین دانشجویان دانشگاه آزاد وجود دارد و کمتر در بین دانشگاه های دولتی شاهد این مسائل هستیم.

 

* روابط جنسی، هولناک‌ترین اتفاق

بدترین، عجیب ترین و غیرقابل باورترین اتفاقی که در سرویس های بین شهری دانشگاهی می افتد، روابط جنسی است. این اتفاق آن قدر غیرقابل باور است که خود دانشجویانی که با چشم آن را دیده اند هم به راحتی باور نمی کنند!

صحبت از این گونه روابط که در بین این همه آدم، آن هم در یک محیط که همه اطرافیان همکلاسی ها و هم دانشگاهی هستند، اتفاق می افتد، کار راحتی نیست.

اتفاق هایی که در این زمینه در سرویس های بین راهی می افتد آن قدر وقیحانه و شرم آور است که به تصویرکشیدنشان جز هم زدن لجن این فاجعه، فایده دیگری ندارد، ولی وقتی یک رفتار وقیحانه به مکانی عمومی کشیده شود آن هم در بین کسانی که نام دانشجو را یدک می کشند، نمی شود ساکت نشست و هیچ نگفت...

 

* خانواده های از همه جا بی خبر

خانواده هایی که دختر یا پسر جوانش را با هزار امید و آرزو به دانشگاه می فرستند اگر بدانند در این سرویس ها چه بلایی سر فرزندانشان می آید، هرگز حاضر نمی شوند آنها را به چنین فضاهایی بفرستند.

خود دانشجویان که این فضاها را تجربه کرده اند و به آن معترضند، اعتراف می کنند که اگر ذره ای از این مسائل را با خانواده شان بازگو کنند شاید حتی دیگر خانواده به آنها اجازه ادامه تحصیل هم ندهد! این نشان می دهد که خانواده های خوش خیال و از همه جا بی خبر، به دانشگاه اعتماد کرده اند، البته نیازی به این توضیح نیست که این قاعده برای همه سرویس های دانشگاهی بین شهری عمومیت ندارد و هستند سرویس هایی که تمامی ضوابط عرفی، اخلاقی و اسلامی را رعایت می کنند.

حال سوالی که مطرح می شود این است که اعتمادی که خانواده ها به دانشگاه کرده اند، نباید باعث شود که مسئولان فرهنگی به این امور توجه بیشتری نشان دهند؟ دانشگاه های پولی مثل دانشگاه آزاد که در آنها مسائل فرهنگی حاشیه ای بیداد می کند، فقط خانواده ها را مسئول تامین پول شهریه می دانند و برای خواسته های فرهنگی خانواده ها ارزشی قائل نیستند؟ مگر نه این که مسائل فرهنگی در دانشگاه بر بسیاری از مسائل مقدم است؟

برچسب‌ها: ورق و قمار, رقص و روابط جنسی خدمات تفریحی سرویس های دانشگاه, دانشگاهی با روابط جنسی آزاد و پارتی مختلط, اینجا دانشگاه هست یا کلاس روابط جنسی, شکل صحیح ارتباط با جنس مخالف در دانشگاه
نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 20:29 توسط منتظر|

سلام
دوستان عزیز
اگه امکان داشته باشه این مطلب رو در وبلاگتون منتشر کنید
از همراهیتون متشکرم.
http://hejabmahdavi.blogfa.com
الگوهای دختران ایرانی در جشنواره فیلم فجر رونمایی شدند!+تصاویر


برچسب‌ها: تیپ عجیب و غریب یک بازیگر زن در جشنواره فجر, برگزیدگان جشنواره فیلم فجر, عکس های مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر 92, تشویق گلشیفته فراهانی در جشنواره فیلم فجر 92, جشنواره فجر آزادی و حجاب 92‬‎
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 20:16 توسط منتظر|

پس از آنکه رئیس جمهور منتقدان توافق ژنو را «بی سواد» نامید، معماهای زیادی در اذهان مردم شکل گرفته است که لازم است به آن پاسخ داده شود.

به گزارش گروه سیاسی-فرهنگ نیوز، روز گذشته حسن روحانی رئیس جمهوری کشورمان ایران، در سخنانی که در جمع اساتید دانشگاه به زبان آورد، منتقدان توافق ژنو را «بی سواد» خوانده و از عدم حمایت اساتید دانشگاه از این توافق پرابهام و جنجالی گله کرد. وی در سخنان خود گفت:«اما من می‌خواهم بگویم چرا دانشگاه خاموش است؟ چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند اما بزرگان،‌ دانشگاهیان و اساتید ما سکوت می‌کنند؟ چرا وقتی یک اتفاق بین‌المللی رخ می‌دهد،‌ اساتید نامه خصوصی به رئیس‌جمهور می‌نویسند؟ چرا فریاد نمی‌زنید؟ چرا وارد میدان نمی‌شوید؟». 

اما این سخنان در حالی بیان شده که پس از توافق ژنو بسیاری از اساتید بنام دانشگاهی، مسئولان و کارشناسان انرژی اتمی و کارشناسان امور بین الملل، این توافق را کار بزرگی ندانسته و ابهامات و نقاط ضعف بسیاری را مطرح نمودند که این موارد همگی از طرف دولت بی پاسخ ماند!

رئیس دولت کسانی را «بی سواد» می خواند که در این زمینه سوابق علمی و اجرایی نیز دارند و روند این توافق را به صلاح کشور ندانسته اند و برخی از این افراد همان کسانی بودند که در زمینه پیشرفت اتمی کشور، نقش موثری داشته اند.

همچنین رئیس جمهوری درحالی از اساتید دانشگاه گله مند است که قشر عظیمی از مردم از عملکرد این روزهای دولت ناراضی هستند؛ از توزیع سبد کالا تا مدیریت بحران بوجود آمده توسط برف. شایان ذکر است در حالی که توزیع سبد کالا با عملکردی غیرقابل قبول و به صورت غیر کارشناسی در حال توزیع است، مشکلات بسیاری در این زمینه برای مردم کشورمان بوجود آمده است.

توزیع این اقلام که به گفته کارشناسان با عدالت صورت نگرفته است و شامل حال بسیاری از اقشار زیر خط فقر جامعه نشده است، در حالی در هوای سرد زمستانی صورت می گیرد که موجب بوجود آمدن صفوف طولانی مردم در مقابل اماکن توزیع کننده سبد کالا است. مردمی که در این هوای سرد بعضا دست خالی از این صفوف باز می گردند!

تصاویری از روزهای که شأن ملت ایران نادیده گرفته شد!(اینجا)

به گفته کارشناسان، هنوز زیرساخت مناسب جهت توزیع این سبد کالایی آماده نشده است و همین امر موجب بروز این مشکلات شده است. یکی از مسئولان توزیع اقلام در پاسخ به کسانی که با مشکل سیستم بانکی مواجه شده اند گفته است: ممکن است این مشکل هفته آینده رفع شود.

همچنین مشکلات توزیع و کمبود اماکن توزیع از دیگر مواردی است که در این زمینه باعث دردسر برای بسیاری از هموطنان شده است. 

اما نکنه مورد نظر اینجاست که پیش از این مردم باور داشتند «انرژی هسته ای حق مسلم آن ها است» اما اکنون مردم حق ندارند از حقوق مسلّم خود حرف بزنند، حتی اگر بی سواد باشند؟! پس «حقوق شهروندی» این مردم چه می شود؟ آیا حق شهروندی اختصاص به افرادی دارد که دولت آنها را باسواد و صاحب حق بداند؟

اصلا جناب روحانی، سخن گفتن از توافق ژنو باشد برای باسوادها! مردم اکنون از این عملکرد جدید دولت شما یعنی توزیع ناعادلانه و بی برنامه سبد کالا ناراضی هستند؛ آیا درباره این موضوع نیز نباید سخن گفت؟ و آیا در این زمینه هم بی سوادها باید نظاره گر پایمال شدن شان خود و بی عدالتی باشند؟!

نمایش فیلم توزیع سبد کالا در یکی از شهر های کشور از (اینجا)

آقای رئیس جمهور، عملکرد صد روز دوم دولت شما بیش از هر چیز، رنگ و بوی تبلیغاتی بودن دارد؛ از توافق زود هنگام ژنو گرفته تا توزیع بی برنامه سبد کالا؛ لطفا پاسخ مردم را با صداقت بدهید تا بدانند هدف دولت از این نوع عملکرد چیست؟!

راستی آقای روحانی! حتما شنیده اید آمریکایی ها توزیع سبد کالا را نشانه چه چیزی دانسته اند؟ آری آنها توزیع سبد کالا را توزیع غذا میان فقرا خوانده اند و این موضوع را نشانه حُسن نیت شما دانسته اند. شرمن در سخنان خود گفته است: «ایران اخیرا به طور قابل مشاهده‌ای غذا به مردم فقیر در جامعه داد که به نوعی نشان‌دهنده این است که کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها تاثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است، همانطور که روحانی قول داده بود که این پول صرف اهداف دیگر نشود». اما آقای رئیس جمهور، آیا این کار باعث افزایش کرامت انسانی مردم و سربلندی کشور در جهان شده است یا تصویری از مردم صدقه بگیر از ایرانیان را در جهان منعکس نموده است؟

جناب رئیس جمهور! آیا دستاورد «توافق بزرگ ژنو»! که دوستانتان آن را بزرگترین موفقیت سیاست خارجی ایران می دانند همین سبد کالا بوده است؟ راستی می دانید رقم مبالغ آزاد شده از تحریم پول های کشورمان معادل فقط 4 ماه پرداخت یارانه نقدی است؟

مردم به دنبال کرامت انسانی هستند، نه تحقیر در صف های طولانی! لطفا برای ما بگویید دستاوردهای واقعی این توافق بزرگ! چه بوده است؟ البته با درنظر گرفتن اینکه پس از سخنان شما صدای تکذیب طرف دیگر این توافق بلند نشود!

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 13:6 توسط منتظر|


برچسب‌ها: منتظران مهدی عکس, عکس روز, عکس نکات آموزش, عکس اخلاقی, عکس جملات زیبا
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 0:5 توسط منتظر|


آخرين مطالب
» عکس برا فیس بوک و اینستاگرامشون
» فاتحه‌خوانی برای «ندا آقا سلطان» روی پرده‌ سینمای ایران
» فرصت تبلیغ
» فراموشی خدا
» دختران این پدر موفق
» فضاي سایبر و شبكه هاي اجتماعي
» رقص و شوخی‌های جنسی؛ خدمات تفریحی سرویس‌های دانشگاه!
» جشنواره-فجر-و-خودنمایی-به-شیوه-فستیوال-های-خارجی
» پیام بی سوادها به رئیس جمهور با سواد؛
» از زندگی خود لذت ببرید بدون آنکه آنرا با زندگی دیگران مقایسه کنید

Design By : Pichak